کد خبر: 8J8Oe زمان: 12:57 1398/02/19   بازدید: 79309

گزارش میدانی از بازار تبریز بعد از آتش سوزی دیشب

بازگشت؛ چیزی که در زندگی به آن نیاز داریم

در شبی که نگاه فوتبالدوستان به دیدار نیمه نهایی چمپیونزلیگ بود در تبریز همه گوش به زنگ آخرین اخبار اطفای حریق در بازار سرپوشیده زیر لب دعا می کردند.

به گزارش "ورزش سه"، آتش در «ایکی قاپیلی – سرای دو در» مهار شد، اما تازه بحران پس از این است. بحران دقیقا همان جایی بود که مغازه دارهای این بازار پس از ساعت ها تلاش در کنار آتش‌نشان‌ها بر حریق غالب گشتند اما پس از این موفقیت، ناکامی را با تمام وجود درک کردند؛ وقتی که حجره‌شان را اسیر سیاهی پس از آتش دیدند و سرمایه خود را همچون خاکستری نشسته بر همه جای این بازار چندین و چند صد ساله...

 


خبر آتش سوزی در بازار سرپوشیده تبریز که در جهان بی همتاست، دقایقی طولانی فوتبال پرهیجان شب گذشته را تحت تاثیر قرارداد و حالا طبیعتا هرکسی به طور کامل خبر آتش سوزی را دنبال کرده و از کم و کیف آن باخبر است. حالا خیلی از هم میهنانی که در جای جای ایران غمگین از این آتس سوزی و نگران از آینده مغازه‌دارها هستند، به حوادث متوالی در دو ماه اول سال 98 فکر می کنند. این بازار «پاتوق» بزرگ و مهم تبریزی ها بوده است. حتی خیلی ها که حتی قرار نبود چیزی بخرند، به قصد مزه کردن سیب زمینی و تخم مرغ های معروفش به ایکی قاپیلی می آمدند. یا آن ها که قدیمی تر بودند به یاد قهوه‌خانه حاج عباسعلی به قهوه خانه های دیگر می رفتند و دل به بذله گویی آدم های خوش رو و همیشه خندان شهر می سپاردند و ساعتی از غم و غصه فارغ می شدند.

 

 

این اولین باری نبود که بازار سرپوشیده تبریز دچار آتش سوزی می شد اما حالا مغازه دارها، شاگردها و تمام اهالی شهر نگران این هستند که «ایکی قاپیلی» هم به سرنوشت مناطق زلزله زده کرمانشاه تبدیل شده و فراموش شود... البته شاید در هفته های قبل خرید و فروش خیلی هم در بازار وجود نداشت و رکود به اینجا هم رسیده بود. اما همین که فروشنده ها ساعت 9 صبح چراغ مغازه را روشن می کردند و تا شب به درددل همسایه ها و مردم گوش می سپردند برایشان کافی بود. این وسط خرج زندگی هم در می آمد و همین کافی بود. 

 


تمام این غم و غصه و نگرانی ها مرور شد اما این طور نیست که حالا در بازار تبریز همه زانوی غم بغل گرفته و پیراهن مشکی پوشیده باشند. صبح امروز، آن هایی که هرروز چشمشان به در و مشتری بود و این بار سیاهی مغازه هایشان را می دیدند، بی خیال از این اتفاق ناگوار، به بازی آژاکس و تاتنهام اشاره می کردند و بعضی ها از ساعت 9 شب چهارشنبه تا چند ساعت پس از آن، بیخیال حاشیه های اخیر تیم تراکتور شده بودند، به حساسیت بازی با پارس جم اشاره می کردند و به شوخی می گفتند که حالا دیگر نگران بسته بودن مغازه خود نخواهند بود و با خیال راحت به ورزشگاه یادگار امام خواهند رفت...

 


چند صد متر آن طرف تر از محل آتش سوزی، در بازار شیشه گر خانه، فروشنده هایی که دل و جانشان پیش دوستانشان در «ایکی قاپیلی» بود نیز مشغول کار خودشان بودند. گوجه سبز تبریز می فروختند و قیمت های جدید را جایگزین دیروزی ها می کردند تا نشان دهند اینجا در بازار بزرگ تبریز؛ زندگی در جریان است.

 


این رودی است که راه خود را به سمت بخش های سوخته بازار باز می کند و دود و سیاهی را می شوید که اینجا تبریز است. شهر آدهای باغیرت که از همین امروز صبح دست هایشان را به هم گره زده اند تا خاکستری به جای نماند. آنهایی که شاید خیلی هایشان درگیر فوتبال و کامبک و بازگشت های شگفت انگیز دوشب گذشته لیگ قهرمانان اروپا نبوده اند اما همت و نوع‌دوستی شان بازگشت بزرگتر را برای همشهری های آسیب دیده رقم خواهد زد.

و تازه آن وقت است که باید بگوییم: چیه این زندگی ....

 

محمد همتی - تبریز

 

عکاس: وحید عبدی و اون سید کاظم یوسفی